بیوگرافی اپرا وینفری و بروس پری

درباره نویسندگان

زندگینامه اپرا وینفری

اپرا با نام کامل اپرا گِبل وینفری در مزرعه‌ای دورافتاده در کازیسکوی می‌سی‌سی‌پی به‌دنیا آمد. مادر او خانم ورنیتا لی بود و پدرش هم آقای وِرنون وینفری نام داشت. نام اپرا درواقع، اُرپا بوده و از روی انجیل انتخاب شده، اما به‌دلیل اینکه تلفظ این نام کمی دشوار است، از همان بدو تولد، اُرپا به اوپرا تبدیل شده است. والدین اپرا بعد از تولد او از هم جدا می‌شوند و سرپرستی نوزاد به مادربزرگ مادری‌اش می‌رسد.

دوران کودکی اپرا وینفری

از همان دوران کودکی، بازی و سرگرمی موردعلاقه‌ی اپرا، اجرای برنامه برای حیوانات مزرعه بوده است و در ۲ سال و نیمگی به‌مدد تلاش و سخت‌گیری‌های مادربزرگش مهارت خواندن را یاد می‌گیرد. از همان کودکی، مهارت‌های اپرا در زمینه‌ صحبت کردن در جمع به‌وضوح مشخص بوده؛ مثلا روزی در کلیسا از رستاخیز مسیح در روز عید پاک برای جمع صحبت کرده است.

وینفری در روز نخست مهدکودک به مربی خود نامه‌ای می‌نویسد و اعلام می‌کند که باید به کلاس اول برود و مهد کودک جای او نیست. نکته جالب این است که بعد از آن سال، به‌صورت جهشی به پایه‌ سوم فرستاده می‌شود. او را در ۶ سالگی به شمال آمریکا، نزد مادر و ۲ برادر ناتنی‌اش می‌فرستند تا در محله‌ای به‌شدت فقیرنشین و خطرناک در میلواکی زندگی کند. او تا سن ۱۲ سالگی با مادرش زندگی می‌کرد. اپرا در زمان کودکی آزار و اذیت زیادی دید و در این کتاب به برخی از این رنج‌ها و ترومای دوران کودکی اشاره کرده است. او با اینکه خیلی مورد آزار و اذیت قرار گرفت و از درون ناراحت بود اما در مورد این موضوع هیچ وقت با کسی صحبت نکرد، چون نمی‌دانست راه درمان و التیام این زخم‌ها چیست؟ البته در کتاب اشاره کرده که به کلیسا به عنوان یک منبع آرامش پناه می‌برده است. در همین دوران شروع به سخنرانی در اجتماعات و کلیساها می‌کند. مثلا یک بار برای سخنرانی، پانصد دلار به‌دست می‌آورد. از آنجا به بعد متوجه می‌شود که می‌تواند و مایل است از این مهارت سخنوری خود کسب درآمد کند.

بعد از مدتی زندگی با پدر، اپرا دوباره باید نزد مادر بازگردد و با امنیتی که در دوره‌ کوتاه زندگی با پدر کسب کرده، خداحافظی کند. سبک زندگی شهری فقیرانه‌ی اپرا، اثرات منفی بر دوران نوجوانی او داشت. او در ۹ سالگی موردتجاوز یکی از افراد مورداعتماد خانواده‌ خود قرار می‌گیرد و این موضوع بر شمار مشکلاتش می‌افزاید. متأسفانه، این تجربه‌ تلخ باز هم برای او تکرار می‌شود. مادر او در زمینه‌ خدمات و نظافت منازل کار می‌کرد و زمان کافی برای نظارت و همراهی با اپرا را نداشت. بعد از سال‌های زندگی سخت و تلخ، اپرا مجددا برای زندگی نزد پدرش به نشویل بازمی‌گردد.

نقش پدر در تربیت اپرا وینفری

اپرا وینفری معتقد است که پدرش ناجی زندگی او بوده و با سخت‌گیری‌هایش به او مسیر زندگی، چهارچوب‌ها، قوانین و البته دنیای کتاب را معرفی کرده است. پدر اپرا وینفری از دخترش می‌خواسته تا به‌صورت هفتگی کتاب بخواند و گزارش خوانده‌هایش را در پایان هفته به او ارائه کند. یکی دیگر از تلاش‌های مفید و سخت‌گیرانه‌ آقای وینفری این بود که دخترش را، روزانه مجبور به یادگیری ۵ لغت جدید می‌کرده و درصورتی‌که اپرا، این برنامه را اجرا نمی‌کرده از شام خبری نبوده است.

وینفری در دوران مدرسه بسیار فعال بوده و علاوه‌بر حضور موفق در کلاس درس در برنامه‌های جانبی نظیر گروه نمایش، گروه بحث و تبادل نظر و مشاوره نیز حضوری فعال داشته است. در یک مسابقه‌ سخنرانی او موفق به دریافت بورسیه‌ کامل دانشگاه دولتی تنسی می‌شود. در سال‌های بعد، به کنفرانسی درباره‌ جوانان در کاخ سفید دعوت می‌شود و همان‌جا توسط یکی از رادیوهای محلی نشویل موسوم به میس فایر پرِونشن بای دابلیو-وی-ال-اُ (miss fire prevention by wvlo) برای خواندن اخبار عصرگاهی انتخاب و استخدام می‌شود.

در سال‌های اول دانشجویی، اپرا به‌عنوان دختر شایسته رنگین‌پوست نشویل و تنسی انتخاب می‌شود. در آن دوران، شبکه CBS هم به او ۲ بار پیشنهاد کاری می‌دهد که اپرا این پیشنهادها را نمی‌پذیرد، اما نهایتا با مشورت با استاد سخنرانی خود نظرش عوض می‌شود. استاد اپرا به او یادآوری می‌کند که کار کردن در شبکه CBS یکی از دلایل مهم بسیاری از دانشجویان برای رفتن به دانشگاه و ادامه تحصیل است، پس چرا این پیشنهاد را قبول نکند. اپرا هر روز در تلویزیونWTVF-TV برنامه اجرا می‌کند و اولین زن آمریکایی-آفریقایی است که مجری اخبار عصرگاهی است. در آن سال‌ها، اپرای ۱۹ ساله در سال دوم دانشگاه به سر می‌برد.

اپرا وینفری و زندگی حرفه ای

بعد از فارغ‌التحصیلی، تلویزیون WJZ در بالتیمورِ مریلند از اپرا برای اجرای اخبار محلی و رویدادهای تازه دعوت می‌کند و او خیلی زود به برنامه‌ گفت‌وگومحور صبحگاهی منتقل و وظیفه‌ اجرای برنامه را به‌صورت مشترک با ریچارد شِر (Richard SHer) عهده‌دار می‌شود. در ژانویه‌ سال ۱۹۸۴، اپرا وینفری به ایلینوی شیکاگو نقل‌مکان می‌کند و به‌عنوان مجری در برنامه‌ی گفت‌وگومحور A.M شیکاگو فعالیت خود را ادامه می‌دهد. این برنامه نیز بسیار موفق بوده و آمارهای بازدید خوبی کسب می‌کرده است. بعد از مدتی، اپرا تصمیم می‌گیرد موضوعات موردبحث برنامه را از موضوعات متداول و سنتی زنانه خارج کند و وارد حیطه‌های به‌روزتر و بحث‌برانگیزتری شود.

در سال ۱۹۸۵، کنسی جونز (Quincy Jones) به‌عنوان تهیه‌کننده‌ای در سینما، اپرا را در تلویزیون می‌بیند و با خود فکر می‌کند که احتمالا این فرد می‌تواند در فیلم جدید او و استیون اسپیلبرگ، کارگردان بزرگ سینما، نقشی ایفا کند. فیلم مذکور براساس رمان آلیس واکر (Alice Walker) به نام «رنگ بنفش» ساخته می‌شود. تا آن زمان تنها تجربه‌ی بازی اپرا وینفری، حضور در برنامه‌ای زنانه موسوم به «تاریخ حضور زنان رنگین‌پوست در نمایش و آواز» بود که در طول جشنواره‌ تئاتر آمریکایی‌-آفریقایی‌تبارها در سال ۱۹۷۸ اجرا شده بود.

شهرت اپرا وینفری

شهرت اپرا بعد از موفقیت فیلم «رنگ بنفش» بیشتر و بیشتر شد و در سال ۱۹۸۵، شرکت تهیه‌کننده و پخش‌ معروف برنامه‌های تلویزیونی کینگ‌ورلد (king world)، حق پخش برنامه‌های اپرا را خریداری و برنامه را در ۱۳۸ شهر توزیع کرد. این رقم برای اولین بار برای یک برنامه تلویزیونی مطرح می‌شد. در آن سال، برنامه‌ی معروف دوناهو نیز در ۲۰۰ شبکه پخش می‌شد، اما اپرا با داشتن تعداد بینندگانی دوبرابر برنامه‌ی نام‌برده و میزان بازدیدی بسیار زیاد در دسته‌ی ۱۰ بازار معروف برنامه‌های تلویزیونی آمریکا قرار گرفت.

در سال ۱۹۸۶، وینفری به‌خاطر نقش و حضورش در جوامع هنری شهری از آکادمی شیکاگو جایزه‌ای ویژه دریافت کرد و ازسوی سازمان ملی زنان آمریکا نیز عنوان زن موفق را به خود اختصاص داد. برنامه‌ی اپرا چندین جایزه اِمی (Emmy Awards) را برای بهترین برنامه از آن خود کرده است.

اپرا وینفری و تهیه کنندگی

در آگوست ۱۹۸۶، وینفری، شرکت خود با نام هارپو (Harpo) را راه‌اندازی کرد و تلاش کرد تا برنامه‌های موردعلاقه‌اش را تهیه و تولید کند. برای نمونه، مجموعه‌‌نمایشی کوتاهی از زندگی گلوریا نایلور (Gloria Naylor) نویسنده‌ رنگین‌پوست و نویسنده‌ی اثر «زنان مجله برستِر» تهیه کرد که خود به‌همراه سیسیل تایسون، روبین گیوِنز، اولیویا کُل، جَکی، پُل کِلی و لین وایت‌فیلد در آن حضور داشتند. این مجموعه‌ی کوتاه در مارس ۱۹۸۹ پخش می‌شد و در ماه مه سال ۱۹۹۰ نیز مجموعه‌ای دیگر به‌نام برستِر پلِیس (Brewster place) با بازی اپرا در شبکه‌ی ABC روی آنتن می‌رفت. علاوه‌براین فعالیت‌ها، اپرا حق پخش برنامه‌ی کافیرز بوی (kaffir boy) را که زندگی‌نامه‌ی مارک ماتابان (Mark Mathabane) بود و به شرایط سخت زندگی و رشد در سایه‌ی تبعیض نژادی در جنوب آفریقا می‌پرداخت و «دلبند» اثر تونی موریسون را نیز از آن خود کرد.

نقش موثر اپرا در گسترش مطالعه و فرهنگ کتابخوانی

در سپتامبر ۱۹۹۶، اپرا وینفری اقدام به راه‌اندازی باشگاه مطالعه در برنامه‌ تلویزیونی کرد. در ۱۷ سپتامبر آن سال، اپرا اعلام کرد که می خواهد کشور را مجبور به مطالعه بیشتر کند. او از طرفداران خود می‌خواست که به کتاب‌فروشی‌ها بروند و کتاب‌هایی را که معرفی می‌کند، خریداری کنند تا باهم درباره‌ هر کتاب در برنامه صحبت و گفت‌وگو داشته باشند. نتیجه‌ی این کار هم بسیار موفقیت‌آمیز بود. مثلا ۶۸ هزار نسخه از کتاب «پایان عمیق اقیانوس» تا ماه ژوئن به‌فروش رفت.

در فاصله‌ هفته آخر آگوست یعنی زمانی که اپرا از نیت خود با ناشران صحبت کرد تا سپتامبر که این برنامه در تلویزیون اعلام شد، انتشارات وایکینگ ۹۰ هزار نسخه‌ی دیگر از کتاب را هم منتشر کرد. بحث و گفت‌وگو درباره‌ کتاب در ۱۸ اکتبر صورت گرفت و ۷۵۰ هزار نسخه دیگر نیز زیر چاپ قرار داشت. این کتاب به پرفروش‌ترین کتاب تبدیل شد و ۱۰۰ هزار نسخه‌ی دیگر هم قبل از فوریه ۱۹۹۷ راهی بازار شد.

این برنامه‌ کتابخوانی، اپرا را به قدرتمندترین زن در حوزه‌ بازاریابی کتاب در آمریکا بدل کرد. تلاش او برای ترغیب به خرید کتاب و کتاب‌خوانی از تمام مقالات، برنامه‌ها و… مؤثرتر و موفق‌تر بود. اما بعد از ۶ سال، در بهار سال ۲۰۰۲، اپرا تصمیم گرفت که دیگر برنامه‌ معرفی و بحث کتاب ماهیانه را تمام کند.

اپرا وینفری و افق‌های پیش رو

اپرا وینفری یکی از موفق‌ترین زنان کارآفرین جهان و پردرآمدترین تهیه‌کننده در حوزه‌ی سرگرمی و برنامه‌سازی در جهان است و در برنامه‌های خیرخواهانه و کمک به سازمان‌های عام‌المنفعه نیز بسیار درخشان و فعال عمل می‌کند. ازجمله سازمان‌های خیریه‌ای که او با آنها در ارتباط است، باید به این موارد اشاره کرد: مُرهاوس کالج، کتاب‌خانه‌ی هارولد واشینگتن، یونایتد نِگرو کالج فاند و دانشگاه دولتی تنسی.

اپرا وینفری ۶۴ ساله، همچنان باهوش، قدرتمند و باخرد به فعالیت خود ادامه می‌دهد. او زنی است که مدام به‌دنبال ارتقای بی‌وقفه‌ی خود در زندگی می‌گردد. اپرا در مصاحبه با افراد مشهور و بزرگ دنیا نظیر دالایی لاما، نلسون ماندلا و مایا آنجلو پرسش‌هایی درباره درس‌های زندگی آنها، شیوه‌ی مبارزه با چالش‌ها و رسیدن به آرامش درونی و صلح مطرح می‌کند و دوست دارد که تجربه‌های ارزشمند مهمانان بزرگ خود را به مخاطبان منتقل کند. اپرا همیشه دانسته‌های خود در زندگی را با دیگران به‌اشتراک می‌گذارد و از شکست ها و موفقیت ها در کنار امید و خوشبختی می‌گوید.

بسیاری از افراد دنیا در زمان رویارویی با چالش‌ها و ازدست‌دادن امید در زندگی از راهنمایی‌ها، روشنگری‌ها و انگیزه‌هایی که اپرا به دیگران می‌دهد، الگوبرداری می‌کنند. به‌خاطر ویژگی همراهی و به‌اشتراک‌گذاری تجربه‌ها، اپرا یکی از مردمی‌ترین افراد و چهره‌های جهان به‌شمار می‌رود. خرد و هوش اپرا و گفت‌وگوهای اپرا با افراد بزرگ و مشهور باعث شده تا میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا مدیریت زندگی خود را به‌دست گرفته و رویاهایشان را دنبال کنند.

درباره دکتر بروس پری

بروس پری با مدرک دکتری و دکترای پزشکی، روان‎پزشک کودک و متخصص مغز و اعصاب، مدیر شبکه دنباله عصبی، ‏عضو ارشد آکادمی ترومای کودک،‏ و استادیار روان‌پزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه نورث وسترن ‏در شیکاگو است. او ‏و مایا سازالویتس کتاب پسری كه مثل سگ بزرگ شد را نوشتند، اثری پرفروش كه بر اساس كار او با كودكان ‏بدرفتار است همچنین کتاب متولد‎شده برای عشق، که درباره ماهیت اساسی همدلی است.‏

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *